
بي خبر اي كاشك دلم از همه جا بي خبر يمي از يار و ولاتم دل مو شي سفر يمي مي رفت توي كوه و كتل يا كه تو صحرا تو باغ و از اين خونه همي ري و در يمي مي رفت كه ببينه دل مو يا ر قشنگش چيش كور مو با ديدن يار بر يميدل مي شو ببينه يارش يار عزيزش يارم كه همي موش مي دي شي كپر يميهر گاه كه چيشك مي زنه سيم با دو مزنگش هر غصه و غم ري دل مو مثل پر يميوقتي كه ميناش واز ميكنه مي ريزه تو باد دل گشت كنون گشت ميكو سيش چون فنر يميپينجش هر كمو صد تا هنر داره تو دختا دستش بكشه ري دك و ديوار جهان پر هنر يميصبح تا به ...
ادامه مطلب
دي خودمن او كه تاج سرمن تو دل من مث خدا دي خودمن او كه سيم كل مي زنه سيم به ولا دي خودمن او كه لالي مي خونه تا بشينه خو تو چيشام چوشي و شرو و لالايي و بي در و بلا دي خودمن او كه شو تا دم صبح هي شمدم مي كشه ريم يا زمستون لحافش مي كشه با دست طلا دي خودمن او كه هي درد مونو مي كشه ري درد تنش رود رودش چه كنم دست به دامان خدا دي خودمن سيل در مي كنه تا كي برسه زنگ صدام يا صدام مي كنه با جون و جلا دي خودمن دي تو عاشق تر هر ليلي و هر مجنوني اوكه سي لحظه ديدار كنه عشق و صفا دي ...
ادامه مطلب