عقبي
به گوشم مي رسد امروز نداي زينب كبري
در اين دشت پر از كبر و پر از خشم و پر از غوغا
چرا اينجا چرا آنجا چرا مردم به جان هم
ميان مسلم و مسلم جدال و جنگ بي همتا
نداي زينب كبري براي ما كه انسانيم
بگيريم دست مظلومي كه در عالم شده تنها
به دشت نينوا زينب حسيني داشت غوغايي
(( متي ماتلق من تهوي دع الدنيا و اهملها ))
اگر فرياد در اين است كه ظلم از ريشه برداريم
چرا مسلم كند كافر مسلمان را مسلمان را
حسين از ريشه خشكانيد , مطيع محض ظلمت را
بداد از بهر اين كارش سر و دست و تن و جان را
كجا هستند عابد ها به درگاه خدا هر شب
چنين باشد مسلماني دريغ از درد و درمانها
منم زينب , منم زمان آینده منم فرياد عاشورا
چرا كشتند حسينم را چرا حرفش نشد معنا
اگر خون حسين خواهي بشو همراه مظلومان
چه ظلمي مي كند ظالم ندارد چشم بينا را
خدايا قرب درگاهت , ببخشا بر دل مردم
حسيني كشته گرديم و , و زينب وار در عقبي
سيد محمد امين فرهي 95/7/18
برچسب:
نویسنده: آناهیتا قنبری